چهارشنبه، دی ۲۴، ۱۴۰۴

numbers

یشتر تریبون ها همه ش آماده اند که رئالیسم را به عنوان اولین چیزی که کنار بگذارند، پرت کنند بره. با توجیه rhetoric/myth vs logos/dialec. برای همین، اعتماد به numbers، کمی سخت شده. در حقیقت، عدد ها بی معنا شده اند. همه اینها باعث دور شدن از realism است، که یکی از ریشه های مسائل است.

probability vs possibility

My uncle ("captain"): everything is probability and/or possibility.
KL@0.
( not in the Dempstrr-Shafer sense )

Realism

realism is the answer to many dilemmas: dilemma of cognitive intelligence, politics, truth, ethics, language.
de Saussure. Lacan't orders. GWFH. Triune.

probability

نامطمئن بودن، و دو دلی، از عدم استراتژی می آید.
دودلی، مذبذب، بیتصمیمی، «فکرشو نکرده بود».

دوشنبه، دی ۱۵، ۱۴۰۴

توقف در علتکاوی

(اسلایس‌ی از یک کامنت) ... لابلای به صورت ناگفته و ایمپلیسیت این فرض هست که باید رویکرد حل مساله ای + علت شناسی داشت، تا به انباشت بحران ها نرسید. فکر میکنم منظورتون این بود و باهاش موافقم. یک ایرادی که در بحث های سیاسی رایج می‌بینم، اینه که ابتدا مقداری علت یابی و علت کاوی می‌کنند، اما وقتی به علتی opaque میرسند، زود متوقف میشوند: وقتی مثلا به علت «اختلاس» میرسند، متوقف میشوند. گویی دیگه جایی برای بررسی بیشتر نیست. در حالیکهحتی منع دسترسی هم نیست، فقط گویا انرژی برای بررسی بیشتر تمام می‌شود. دست از بررسی بر میدارند،‌ به صورتی که گویی به علت غایی اون مساله رسیده اند. شایدچون از اون نوع علت،‌یا ان سطح توضیح،خوششان میاد. در حالیکه هیچ راه حل یا تجویزی ازش نیومده. مثل اینه که: فرض کنید یک برنامه نویس علت مشکلی را بررسی کنه، و به این نتیجه برسه که این یک «باگ» است. و همین! متوقف بشه. و هیچ تلاشی برای کشف مکانیزم اون باگ ، و دیباگینگ نکنه. بیان اینکه چیزی باگ داره، علیت را به اندازه کافی باز نکرده. ولی روحیه علمی، میتونه آدم رو مجهز کنه که بیشتر تلاش کنه و وارد چالش حل مساله از طریق فهم بیشتر مساله بشه. اما اگر آدم عادت به نگاه به وقایع به سبک تماشای مسابقه فوتبال داشته باشه، نهایتا نتیجه اش بازگویی بی پایان حرکات یک سری بازیگر است، و طرفداری از این تیم و آن تیم، بدون اینکه نقشی برای بررسی علیت توسط خودش یا دیگران قائل بشه. رسیدن برای حل این مسایل، احتیاج دارد به یک روحیه ی اکتشاف و اشتها برای کشف و خطا. مهارتی که افرادی با مهارت های حرفه ای مثل محقق، کاشف، مخترع، دیباگ، طراح مکانیزم، کارگاه،‌ محقق علوم پزشکی، و غیره، از آن بهره مند هستند. خوب است ازش استفاده کنند.
Rust is "not" a hacky language.
Rust is not for hacky coders: Hacky coders may find Rust hacky.
C++ was (and almost is) my favourite language. But two other all-time favourite languages are:
1. Rust
2. Typescript

They both happen to be new (post 2010s).

How Rust is not hacky?
Because it is tapping into some deep mathematical theories that other languages have not tried to use.

© (

شنبه، دی ۱۳، ۱۴۰۴

“Sciences”

The tesrm science is Social Sciences is more about geometry and mathematics rather than physics. Such misunderstanding caused by words! with concrete effects on luves of generations. Surprisingly, "science" is such a vague word. There is "lexical leak" from a phrase like "Scientific Method"; a prime example of historiality of a word. Now I understand better why "Mathematical Sciences" makes sense. Temporal: Historiality. Spatial: Cross-lexical, and prase-to-word, signifance-leaking. Stop using the word "Science"! without clearly crisply defining that in your exposition or argument. This idea, presented slighly cryptically here as usual, is fully original and like any idea by anyone, the author (me) and its first publishing should be cited. Hereby I literally have published it; "the mmedium does not matter", it diesn't "make a difference" that it is published as a weblog entry. Take ideas seriously, and, rigorously: in content, and form (publishing, mediums (mediae), citing (ancient way of linking).