سه‌شنبه، مرداد ۲۷، ۱۴۰۵

گ م ر

فرضیه گیمریان (کیمریان)
بعدا مفصلا

گیمر، کیمر

پنجشنبه، مرداد ۲۲، ۱۴۰۵

ارجاع مستتر در دستگیر شدن مطلب: گرفتن گریپ

دو پیشنهاد معادل سازی:
grip گیر/گرفتن
encoded مستتر


grip:
گرفتن
گیر
دست-گیر گرفتن (مطلب) دستگیرم نشد.
مطلبو گرفتی؟

دستگیر شدن: to get a grip of.


encoding: مستتر

معنای مستتر در چیزی
دارای مفهوم استتار است، که اتفاقا مفهوم code را دارد. ولی کمی بیش از حد.
چرا که encoding در معنای امروزی (نوروساینس و نظریه اطلاعات،‌علوم کامیپوتر، معندسی مخابرات)، بیشتر به معنای representation از اطلاعات و محتوا است و کمتر در معنای code به معنای رمز است.
همچنین مستتر به نوعی به معنی توکار و توکرار قرار دادن هم هست. محتوا (داخل چیزی بودن. بجای حمل کردن و کریر. و نیز بجای رساندن و کانوی)
توجه:‌ کد یک معنایش کدیفای کردن قانون است. و به معنای رمز نیست. و این را مستتر ندارد




معادل های دیگری برای گریپ grip (در سنس mental grip)
«چفت شدن»

کاربرد های اصلی در اسکوپو مورد نظر:
mental grip
encoding of.







یادداشت شخصی
معادل برای grip در معنای منتال گریپ: دستگیر شدن
مثال:
چیزی دستگیرم نشد.
چیزی نگرفتم‌ (از مطلب)

دست-گیر: معنای اولیه فارسیش : گیر کردن به دست: به نظرم میاد که همون مفهوم اصلی گریپ است:

grip = دستگیرم شد
Grip means to hold or grab something tightly همون گیر.
حالا:
دست-گیر دارای مفهوم Traction or Friction به. همون گیر میخوره: ولی چون معنای دیگه هم داره، دست-گیر بکار میره: گیر کردن چیزی به چیزی.
مرتبط: گلاویز. گِل.


مفهوم های مستتر در کلمه گریپ در زبان انگلیسی:
Physical Hold Traction Friction Handle (دسته ی چیزی) Control+Understanding (mental grasp or mastery)
معنی آخر،‌دقیقا میشه: گرفتن مطلب: مطلب را گرفتم مطلب را گرفتی؟
که باز هم کلمه ی گرفتن. و گیر.است!
پس:
گرفتن و گیر.

دست-گیر (که در حقیقت به معنای گرفتن با ذهن است) دستگیر شدن دست ذهن! ذهن،‌دست است، در زبان فارسی این به طور مفیدی استفاده شده.
جالب است که نوروساینس ناکایاما هم میگه اتنشن، دست است!

احتمالا «گرفتن مطلب» (که به نظر میاد اصطلاحی جدید و معاصر باشد) ار ارجاع مستتر و انکود شده در «دست گیر» بود ه که، برای ما ی در دودران معاصر طبیعی به نظر رسیده. اما توسط پیشینیان درکار قرار داده شده.
جاری شدن این جملات، من را به مستتر هم هدایت کرد. که موجب معادل دوم شد: انکود کردن/شدن: میشه از مستتر. استفاده کرد خیل یاوقات. مطلب را گرفتید؟

سه‌شنبه، مرداد ۱۳، ۱۴۰۵

داد و ارتفاع و گستره و ظرفیت

نمیدانم قبلا در اینجا هم به حد کافی واضح گفته ام یا نه ولی سیستم قضایی و دادگستری، را مهمترین تفاوت تندنی میدانستم. و آن را با اولویت ترین نیاز میدانسته ام از چند سال پیش. https://sohale.blogspot.com/2022/10/blog-post_15.html?m=0 جیزهای دیگری هم هستند، اما آنها بعدا خواهند آمد اگر سیستم قضاوت، در یک کشور بهتر شوند. منظور اگر دخالت جادویی به سبک do ی پرل بخپاهیم انجام دهیم. وگرنه اینکه بطور پرکتیکال، چه کاری یا مسیری براش است، مساله دیگری خواهد بود. اخیرا نوعی مفهوم طرفیت هم به آن اضافه شده. عمق، و در نتیجه، چند لایه بودن ظرفیت یک تمدن /جامعه، در فهم سوفیستیکیتد. به نوعی لایه ها و شاید طبقه وار، سطوح دانایی هست. چرا که دانایی بیشتر، ظرفیت خود را میخواهد، و به نوعی باید در محور h از این هندسه، لکوس های جدایی ایجاد شوند. که اون نمار های دانستگی (کاگنیتیو پاور) و توان (و کپسیتی ی آن)، در باند ی با توپولژکلگپ خود باشند. لکوس مند میشود. ارتباط یک نوار توانِ تپاندانستگی، از هر دو سمت بالا و پایین، بسته است. اینسولاتور از دوسو. پ.ن. بطور زبانی، داد و درد شبیهند. اما واقعا ارتباط درونی هم وجود دارد: کانتور های -ستاز مانند، در داد هم شاید هست. و اتفاقا، هین خود مفهوم اینواریانس است در سی اس.