in response to a post by Robert Erricsson
I found your blog post constructive and pragmatic, which is great to hear from leaders like you.
I also support optimism (intermediate-term), similarly.
The 100X narrative is inspiring, and it is possible IMO.
For 100x, new software engineering methodologies need to be developed, both on human and AI side. I believe AI need to follow certain methodologies, in too of them ( like harness).
and those who develop this for AI will stand out in productivity.
The challenge, as you put it , is that it is changing “realtime”.
I also agree with supporting the narrative that Computer Science as industry is being restructured and transformed (rather than focusing on negative aspects).
After using AI heavily, I seen the realities that need to be addressed before attaining the 100X productivity.
Usually, AI it works well at 80% initially, but pushing to fix the 20%, the codebases become too complex and twisted in certain ways. progress stagnates, in an irreversible way.
But there are technical techniques inspired by concepts from CS itself, that can be used for controling and fixed those.
So, IMO, it is not too hard to develop new “workflows” (human involvement , a PO/PM-style involvement ) plus the methodology-like ( augmentimg AI with specific non-AI classic CS tools: but more “dev”, coding, dev-process, rather than purely PM/PO ).
So, for a developer, it will feel that a new discipline emerged, not just PO/PM-level workflow, but at coding level. (If my suggested approach is used).
I haven’t seen this aspect of AI-assisted coding and development being discussed much.
I have more details, if needed.
سهشنبه، فروردین ۲۵، ۱۴۰۵
پنجشنبه، فروردین ۲۰، ۱۴۰۵
بعد ها (سیاه مشق در پیشنینانه)
=== کیفیات سه گانه ===
هر سیستم پیش بینانه با چند چالش مواجه است.
وجود بعد زمان، و پویایی مدل: بخاطر زمان مندی پروسه مورد مدل کردن.
معمولا پیش بینی در زمان و رو به آینده است، اما میتواند استنتاجی در بعد مکان باشد (مثلا کلمهی بعدی، در مدل های زبانی).
وجود نامعلومی در اثر زمان: نتیجه ی نامتعین بودن پروسه ای که مورد مدل واقع میشود.
نقص در دسترسی به اطلاعات، بخاطر عدم دقت حسگر ها و اطالعات وادره.
فرض های محاسباتی، موجب تقریبی بودن محاسبات.
طول کشیدن محاسبات: محاسبات، در طی زمان انجام میشوند. و کند بودن ذاتی محاسبات، که کمابیش همیشه وجود دارد، به بعد زمانی اون پیش بینی اضافه میکند.
طول کشیدن نتیجه: حاصل پیش بینی، نه تنها باید در طی زمان ظاهر شود، بلکه باید
پردازش:
محاسبه
اکشن
غیره
سیاه مشق (احتمال مندی) در پردازش پیشبینانه
متنی که هنوز وارد نکرده ام.
لزوم قائل شدن به یک توزیع احتمالاتی، از مشخصههای کلیدی سیستمهای پیش بینانه است. چرا که در پیش بینی و صحبت از آینده، همیشه کمابیش درجهای از عدم اطمینان و نامعلومی نسبت به آینده وجود دارد.
چرا که اگر از دید پیشبینی کننده ببینیم، آینده را تقریبا همیشه فقط بطور نایقینی و غیر دقیق میتوان پیش بینی کرد. منشا های این نادقیقی هم در نبودن اطلاعات آینده، تقریبی بودن اطلاعات وارد شده (ورودی حسگر ها)،و و تقریبی بودن محاسبات نسبت به واقعیت بیرونی. بنابراین، هر گونه محاسبات مربوطه به هر نوعی که باشد، مجبور هستیم بهنوعی این نامعلومی و متعین نشده بودن را در جایی از محاسباتمان دخیل و لحاظ کنیم.
این به صورت حضور توزیع های احتمالاتی در محاسبات ظاهر میشود. در یک سیستم که از کدگذاری پیشبینانه برای رتق و فتق امور خود استفاده میکند نیز، باید به ههمین صورت، به نحوی قائل به عدم یقین و نامعلومی باشد.
حس هایی نهفته در کلمات:
(احتمال مندی)
نامعلوم بر من (بر یک من)
لزوم قائل شدن به یک توزیع احتمالاتی، از مشخصههای کلیدی سیستمهای پیش بینانه است. چرا که در پیش بینی و صحبت از آینده، همیشه کمابیش درجهای از عدم اطمینان و نامعلومی نسبت به آینده وجود دارد.
چرا که اگر از دید پیشبینی کننده ببینیم، آینده را تقریبا همیشه فقط بطور نایقینی و غیر دقیق میتوان پیش بینی کرد. منشا های این نادقیقی هم در نبودن اطلاعات آینده، تقریبی بودن اطلاعات وارد شده (ورودی حسگر ها)،و و تقریبی بودن محاسبات نسبت به واقعیت بیرونی. بنابراین، هر گونه محاسبات مربوطه به هر نوعی که باشد، مجبور هستیم بهنوعی این نامعلومی و متعین نشده بودن را در جایی از محاسباتمان دخیل و لحاظ کنیم.
این به صورت حضور توزیع های احتمالاتی در محاسبات ظاهر میشود. در یک سیستم که از کدگذاری پیشبینانه برای رتق و فتق امور خود استفاده میکند نیز، باید به ههمین صورت، به نحوی قائل به عدم یقین و نامعلومی باشد.
حس هایی نهفته در کلمات:
(احتمال مندی)
نامعلوم بر من (بر یک من)
سیاه مشق: کدگزاری پیشبینانه (چرک نویس)
در حال ویرایش مقاله ای در ویکیپدیا هستم و سیاه مشق ها و چرک نویس هایی که در خورد استفاده استند، اما در متن نهایی ظاهری نشدند، را ینجا می آورم. شاید که در آینده مورد استفاده بیشتری برای من یا دیگران پیدا کردند.
اصل کلی این وبلاگ، نقض نشده: چرا که آن مقاله ویکیپدیا (کدگذاری پیشبینیانه) را خودم ایجاد کرده بودم، (در این لحظه، هنوز حتی هنوز مشارکتی از دیگران هم اضافه نشده). بنابراین متنن زیر نوشته من است.(بنابراین اصل کلی این وبلاگ، نقض نشده )
سیستم های هوشمند، دارای بازنمایی یا کدگزارنه از جنبه های دنیای بروینی و حالت و وضع (ذهنی و فیزیکی) خود هستند. موقع شناخت، تبیین، یا مدلسازی و شبیه سازی سیستمها، چنانچه برای این کدگذاری ها و بازنماییها، قصد پیشبینی توسط خد آن سیستم قائل شویم، دارای توان بالاتری در توضیح این سیستم و همچنین ساخت، و تبیین خواص کیفی و کمی آنها خواهیم بود. برای درک طرز کار یک سیستم شناختی (یک ارگانیسم یا ماشین دارای قابلیتهای شناختی، اعم از هوش مصنوعی و هوش طبیعی)، چنانچه تمرکز بر جنبه های پیشبینیگری در این سیستم ها شود، میتوان با قائل شدن به وجود یک وجه پیشبینانه در کدگذاری مورد استفاده در درون این سیستمها، شناسنده، سازنده و شبیه ساز این سیستم ها را به یک روش بیان و چارچوب توضیحی مجهز میکند. موفق به توضیح خیلی از جنبههای رفتاری و شناختی این سیستمها به مثابه فاعل شناسا میشود. مصداقها و مثالهای سیستمهای این نظریه، در علوم اعصاب، نظریههای مغز (هوش طبیعی)، فلسفه ذهن و [[علوم شناختی]]، علوم کامپیوتر، هوش مصنوعی، نظریه کنترل (سیستنمهای کنترل در سایبرنتیک)، مدلسازی احتمالاتی-آماری (مدلسازی ریاضی، دارای کاربرد در مهندسی)، در مقوله مطالعه طرز کار مغز (در علوم مغز)، رویکرد پیشبینانه، قائل است به کدگذاریای که توسط فعالیت های نورونی نمایش یافته، که درباره ی وضع امور در یک زمان در آینده است. به همین دلیل، چنین کدگذاری ای محتوی و حامل یک پیش بینی است. به عبارت دیگر، محتوای آن کد در مورد آیندده است. در حالت تعمیم یافته، میتواند دربارهی زمانی دیگر (گذشته یا آینده) یا حتی مکانی دیگر باشد. همه ی تخمین هایی که در مورد زمان آینده باشند ( تا تاخیر ها را خنثی کنند) انواعی از کدگذاری پیشبینانه هستند. محتوای حاصل ماهیتی چشمداشتی دارد. یعنی یک کدگذاری پیشبینانه، خروجی دائم و لحظه به لحظه ای از جنس چشمداشت مهیا میکند: مفهوم اکسپکتیشن (expectation)، یا «مقدار مورد انتظار»، مفهومی مرکزی است. ...
پیشنهاد میکنم کد گزاری استفاده شود. بجای کد گذاری. کد گذاری هم یک معنای لغوی ممکن دارد، (ممکن در حوزه زبانی!! و نه خوزه ای که بهش پروجکت شده)، مثلا کد رنگ برای چیزی گذاشتن. علامت گذاری. اماعمل کد گذاری با عمل علامت گذاری فرق دارد. هردو در حیطه علامت، حد و نشانه شناسی و نشانه گذاری هستند. کد گزاری هم مشکلی دارد که بعدا شاید در این مدیوم درج کنم/خواهم گفت. کدگذاری پیشبینانه
کدگزاری پیشبینانه
More fragments:
11:29:
کدگذاری '''مبتنی بر پیشبینی'''، کدگذاری '''پریدیکتیو''' یا '''کدگذاری پیشبینانه''' {{انگلیسی|predictive coding}} یک استراتژی کلی است که برای کدگذاری مورد استفاده در سیستمهای هوشمند، شناختی، کنترلی و غیره قائل میشوند. به دلیل گستردگی حوزههایی که به سیستمهای هوشمند میپردازند، بنابراین این نوع کدگذاری، دارای کاربرد و مورد استفاده در حیطههای مختلف دانش، مهندسی، و علوم انسانی است. استفاده میشود (مهندسی) و یا قائل میشوند (علوم پایه و فلسفی)، (سیستمهای هوشمند و سیستم های شناختی، اعم از طبیعی (مثل مغز)، یا مصنوعی (سیستمهای کنترل، هوش مصنوعی، هوش ماشین).
11:40
کدگذاری '''مبتنی بر پیشبینی'''، کدگذاری '''پریدیکتیو''' یا '''کدگذاری پیشبینانه''' {{انگلیسی|predictive coding}} یک استراتژی کلی است که برای کدگذاری مورد استفاده در سیستمهای هوشمند، شناختی، کنترلی و غیره قائل میشوند. از آنجا که حوزههای علوم و فنونی که به سیستمهای هوشمند میپردازند گوناگونند، مصداق ها و کاربردهای این نوع کدگذاری نیز گوناگون و مختلف و (ظاهرا) ناهمگون هستند: اعم از طبیعی (مثل مغز، و سیستمهای شناختی)، یا مصنوعی (سیستمهای کنترل در سایبرنتیک، هوش مصنوعی، هوش ماشین).
11:55
گوناگونی مصداقهای این نظریه ممکن است سردرگم گننده به نظر برسد. باید توجه کرد که از آنجا که حوزههای علوم و فنونی که به سیستمهای هوشمند میپردازند گوناگونند، مصداقهای این نوع کدگذاری نیز گوناگون هستند، بنابراین، این مفهوم، هم در حوزههای مهندسی، هم در حوزههای علوم پایه، و هم در فلسفه ذهن مطرح میشود.
در فلسفه ذهن، قائل شدن به پروسه های پیشبینانه، میتواند در امتداد چارچوب «شناخت چهار E» در نظر گرفته شود، یعنی یک گسترش و تعمیم طبیعی برای آن درنظر گرفته شوند.
در علوم مغز، در مقوله مطالعه طرز کار مغز، رویکرد پیشبینانه، قائل است به استفادهی* مغز از کدگذاریای که توسط فعالیت های نورونی نمایش یافته،
پیشبینانه
12:53, 9 April 2026 اصل کار گفته نشده بود:
که در آن کدگذاری در یک سیستم شناختی یا کنترلی، نه تنهای در مورد برای وضعیت کنونی امور استفدده شود، بلکه برای وضعیت امور در آینده هم استفاده شود.
بهتر:
که طبق آن، کدگذاری در یک سیستم شناختی یا کنترلی، نه تنهای در مورد برای وضعیت کنونی امور، بلکه برای وضعیت امور در آینده هم استفاده شود.
سیستم های هوشمند، دارای بازنمایی یا کدگزارنه از جنبه های دنیای بروینی و حالت و وضع (ذهنی و فیزیکی) خود هستند. موقع شناخت، تبیین، یا مدلسازی و شبیه سازی سیستمها، چنانچه برای این کدگذاری ها و بازنماییها، قصد پیشبینی توسط خد آن سیستم قائل شویم، دارای توان بالاتری در توضیح این سیستم و همچنین ساخت، و تبیین خواص کیفی و کمی آنها خواهیم بود. برای درک طرز کار یک سیستم شناختی (یک ارگانیسم یا ماشین دارای قابلیتهای شناختی، اعم از هوش مصنوعی و هوش طبیعی)، چنانچه تمرکز بر جنبه های پیشبینیگری در این سیستم ها شود، میتوان با قائل شدن به وجود یک وجه پیشبینانه در کدگذاری مورد استفاده در درون این سیستمها، شناسنده، سازنده و شبیه ساز این سیستم ها را به یک روش بیان و چارچوب توضیحی مجهز میکند. موفق به توضیح خیلی از جنبههای رفتاری و شناختی این سیستمها به مثابه فاعل شناسا میشود. مصداقها و مثالهای سیستمهای این نظریه، در علوم اعصاب، نظریههای مغز (هوش طبیعی)، فلسفه ذهن و [[علوم شناختی]]، علوم کامپیوتر، هوش مصنوعی، نظریه کنترل (سیستنمهای کنترل در سایبرنتیک)، مدلسازی احتمالاتی-آماری (مدلسازی ریاضی، دارای کاربرد در مهندسی)، در مقوله مطالعه طرز کار مغز (در علوم مغز)، رویکرد پیشبینانه، قائل است به کدگذاریای که توسط فعالیت های نورونی نمایش یافته، که درباره ی وضع امور در یک زمان در آینده است. به همین دلیل، چنین کدگذاری ای محتوی و حامل یک پیش بینی است. به عبارت دیگر، محتوای آن کد در مورد آیندده است. در حالت تعمیم یافته، میتواند دربارهی زمانی دیگر (گذشته یا آینده) یا حتی مکانی دیگر باشد. همه ی تخمین هایی که در مورد زمان آینده باشند ( تا تاخیر ها را خنثی کنند) انواعی از کدگذاری پیشبینانه هستند. محتوای حاصل ماهیتی چشمداشتی دارد. یعنی یک کدگذاری پیشبینانه، خروجی دائم و لحظه به لحظه ای از جنس چشمداشت مهیا میکند: مفهوم اکسپکتیشن (expectation)، یا «مقدار مورد انتظار»، مفهومی مرکزی است. ...
پیشنهاد میکنم کد گزاری استفاده شود. بجای کد گذاری. کد گذاری هم یک معنای لغوی ممکن دارد، (ممکن در حوزه زبانی!! و نه خوزه ای که بهش پروجکت شده)، مثلا کد رنگ برای چیزی گذاشتن. علامت گذاری. اماعمل کد گذاری با عمل علامت گذاری فرق دارد. هردو در حیطه علامت، حد و نشانه شناسی و نشانه گذاری هستند. کد گزاری هم مشکلی دارد که بعدا شاید در این مدیوم درج کنم/خواهم گفت. کدگذاری پیشبینانه
کدگزاری پیشبینانه
More fragments:
11:29:
کدگذاری '''مبتنی بر پیشبینی'''، کدگذاری '''پریدیکتیو''' یا '''کدگذاری پیشبینانه''' {{انگلیسی|predictive coding}} یک استراتژی کلی است که برای کدگذاری مورد استفاده در سیستمهای هوشمند، شناختی، کنترلی و غیره قائل میشوند. به دلیل گستردگی حوزههایی که به سیستمهای هوشمند میپردازند، بنابراین این نوع کدگذاری، دارای کاربرد و مورد استفاده در حیطههای مختلف دانش، مهندسی، و علوم انسانی است. استفاده میشود (مهندسی) و یا قائل میشوند (علوم پایه و فلسفی)، (سیستمهای هوشمند و سیستم های شناختی، اعم از طبیعی (مثل مغز)، یا مصنوعی (سیستمهای کنترل، هوش مصنوعی، هوش ماشین).
11:40
کدگذاری '''مبتنی بر پیشبینی'''، کدگذاری '''پریدیکتیو''' یا '''کدگذاری پیشبینانه''' {{انگلیسی|predictive coding}} یک استراتژی کلی است که برای کدگذاری مورد استفاده در سیستمهای هوشمند، شناختی، کنترلی و غیره قائل میشوند. از آنجا که حوزههای علوم و فنونی که به سیستمهای هوشمند میپردازند گوناگونند، مصداق ها و کاربردهای این نوع کدگذاری نیز گوناگون و مختلف و (ظاهرا) ناهمگون هستند: اعم از طبیعی (مثل مغز، و سیستمهای شناختی)، یا مصنوعی (سیستمهای کنترل در سایبرنتیک، هوش مصنوعی، هوش ماشین).
11:55
گوناگونی مصداقهای این نظریه ممکن است سردرگم گننده به نظر برسد. باید توجه کرد که از آنجا که حوزههای علوم و فنونی که به سیستمهای هوشمند میپردازند گوناگونند، مصداقهای این نوع کدگذاری نیز گوناگون هستند، بنابراین، این مفهوم، هم در حوزههای مهندسی، هم در حوزههای علوم پایه، و هم در فلسفه ذهن مطرح میشود.
در فلسفه ذهن، قائل شدن به پروسه های پیشبینانه، میتواند در امتداد چارچوب «شناخت چهار E» در نظر گرفته شود، یعنی یک گسترش و تعمیم طبیعی برای آن درنظر گرفته شوند.
در علوم مغز، در مقوله مطالعه طرز کار مغز، رویکرد پیشبینانه، قائل است به استفادهی* مغز از کدگذاریای که توسط فعالیت های نورونی نمایش یافته،
پیشبینانه
12:53, 9 April 2026 اصل کار گفته نشده بود:
که در آن کدگذاری در یک سیستم شناختی یا کنترلی، نه تنهای در مورد برای وضعیت کنونی امور استفدده شود، بلکه برای وضعیت امور در آینده هم استفاده شود.
بهتر:
که طبق آن، کدگذاری در یک سیستم شناختی یا کنترلی، نه تنهای در مورد برای وضعیت کنونی امور، بلکه برای وضعیت امور در آینده هم استفاده شود.
چند وضع اصطلاح در مورد پیشبینانه عمل کردن
چند وضع اصطلاح:
موقع نوشتن در مورد predictive coding.
پیشنهاد های جدیدی به ذهنم خطور کرد که می نویسم:
Uncertainty and Expectation:
شکاکیت شک مندی سنجیده بجای uncertainty چشمداشت یجای: expectation وضع امور بجای state کد گزاری،
بجای کد گذازی چند معادل سازی دیگر: پیشبینانه عمل کردن حاصل (بجای خروجی) طرز تلقی. نادقیق،احتمالاتی* نامنتعین،نیمه متعین، در برابر بطور مطلق قطعی، نهایی، ممتعین،. دقیق.
9 April, 12:40:
ٍEmbodied
معادل های من برای embodied
مرسوم: بدنمند، بدن مندانه (مورد استفاده کوشا)
کالبد مند
تن مند
(وزن خوب نیست)
همچنین:
کالبد مندانه
تن مندانه
بدن مندانه
معادل سازی اشتباه درویکیپدیا: درک تجسمی (ااشتباه!)
پیشنهاد من: درک متجسم معدل جالب لابلای ویکیدیا: تنیافته. (عالی. وفادار به درونمایه کلمه انگلیسی اش)
پیشنهاد:
تنیافته
بدنیافته
صرف: کالبد یافته متجسد تجسد یافته
استفاده از «یافته» در معادل سازی، تکنیک خوبی است. حالا در کاربرد:
درک بدن یافته ادراک بدن یافته شناخت بدن یافته درک تن یافته ادراک تن یافته شناخت تن یافته درک کالبد یافته ادراک کالبد یافته شناخت کالبد یافته درک تجسد یافته ادراک تجسد یافته شناخت تجسد یافته
Uncertainty and Expectation:
شکاکیت شک مندی سنجیده بجای uncertainty چشمداشت یجای: expectation وضع امور بجای state کد گزاری،
بجای کد گذازی چند معادل سازی دیگر: پیشبینانه عمل کردن حاصل (بجای خروجی) طرز تلقی. نادقیق،احتمالاتی* نامنتعین،نیمه متعین، در برابر بطور مطلق قطعی، نهایی، ممتعین،. دقیق.
9 April, 12:40:
ٍEmbodied
معادل های من برای embodied
مرسوم: بدنمند، بدن مندانه (مورد استفاده کوشا)
کالبد مند
تن مند
(وزن خوب نیست)
همچنین:
کالبد مندانه
تن مندانه
بدن مندانه
معادل سازی اشتباه درویکیپدیا: درک تجسمی (ااشتباه!)
پیشنهاد من: درک متجسم معدل جالب لابلای ویکیدیا: تنیافته. (عالی. وفادار به درونمایه کلمه انگلیسی اش)
پیشنهاد:
تنیافته
بدنیافته
صرف: کالبد یافته متجسد تجسد یافته
استفاده از «یافته» در معادل سازی، تکنیک خوبی است. حالا در کاربرد:
درک بدن یافته ادراک بدن یافته شناخت بدن یافته درک تن یافته ادراک تن یافته شناخت تن یافته درک کالبد یافته ادراک کالبد یافته شناخت کالبد یافته درک تجسد یافته ادراک تجسد یافته شناخت تجسد یافته
جمعه، فروردین ۰۷، ۱۴۰۵
intellect-the-intuition
If after a certain age, one doesn't transform your reflex-like, natural and intuitive understandings, into an intellectualised system: a communicatable model, those will enslave them: will haunt back: can be used as handles and levers to control, manipulate and slave the one: against your intended interest.
Mechanical Traction
Stress, Tension: is Traction. ( better mame in continuum). Also: Compression.
T(n, (X,t))
T(n, (X,t))
چهارشنبه، بهمن ۰۸، ۱۴۰۴
چهارشنبه، دی ۲۴، ۱۴۰۴
numbers
یشتر تریبون ها همه ش آماده اند که رئالیسم را به عنوان اولین چیزی که کنار بگذارند، پرت کنند بره. با توجیه rhetoric/myth vs logos/dialec.
برای همین، اعتماد به numbers، کمی سخت شده.
در حقیقت، عدد ها بی معنا شده اند. همه اینها باعث دور شدن از realism است، که یکی از ریشه های مسائل است.
probability vs possibility
My uncle ("captain"): everything is probability and/or possibility.
KL@0.
( not in the Dempstrr-Shafer sense )
KL@0.
( not in the Dempstrr-Shafer sense )
probability
نامطمئن بودن، و دو دلی، از عدم استراتژی می آید.
دودلی، مذبذب، بیتصمیمی، «فکرشو نکرده بود».
دودلی، مذبذب، بیتصمیمی، «فکرشو نکرده بود».
دوشنبه، دی ۱۵، ۱۴۰۴
توقف در علتکاوی
(اسلایسی از یک کامنت) ...
لابلای به صورت ناگفته و ایمپلیسیت این فرض هست که باید رویکرد حل مساله ای + علت شناسی داشت، تا به انباشت بحران ها نرسید. فکر میکنم منظورتون این بود و باهاش موافقم.
یک ایرادی که در بحث های سیاسی رایج میبینم، اینه که ابتدا مقداری علت یابی و علت کاوی میکنند، اما وقتی به علتی opaque میرسند، زود متوقف میشوند: وقتی مثلا به علت «اختلاس» میرسند، متوقف میشوند. گویی دیگه جایی برای بررسی بیشتر نیست. در حالیکهحتی منع دسترسی هم نیست، فقط گویا انرژی برای بررسی بیشتر تمام میشود. دست از بررسی بر میدارند، به صورتی که گویی به علت غایی اون مساله رسیده اند. شایدچون از اون نوع علت،یا ان سطح توضیح،خوششان میاد. در حالیکه هیچ راه حل یا تجویزی ازش نیومده.
مثل اینه که: فرض کنید یک برنامه نویس علت مشکلی را بررسی کنه، و به این نتیجه برسه که این یک «باگ» است. و همین! متوقف بشه. و هیچ تلاشی برای کشف مکانیزم اون باگ ، و دیباگینگ نکنه. بیان اینکه چیزی باگ داره، علیت را به اندازه کافی باز نکرده. ولی روحیه علمی، میتونه آدم رو مجهز کنه که بیشتر تلاش کنه و وارد چالش حل مساله از طریق فهم بیشتر مساله بشه.
اما اگر آدم عادت به نگاه به وقایع به سبک تماشای مسابقه فوتبال داشته باشه، نهایتا نتیجه اش بازگویی بی پایان حرکات یک سری بازیگر است، و طرفداری از این تیم و آن تیم، بدون اینکه نقشی برای بررسی علیت توسط خودش یا دیگران قائل بشه. رسیدن برای حل این مسایل، احتیاج دارد به یک روحیه ی اکتشاف و اشتها برای کشف و خطا. مهارتی که افرادی با مهارت های حرفه ای مثل محقق، کاشف، مخترع، دیباگ، طراح مکانیزم، کارگاه، محقق علوم پزشکی، و غیره، از آن بهره مند هستند. خوب است ازش استفاده کنند.
Rust is "not" a hacky language.
Rust is not for hacky coders: Hacky coders may find Rust hacky.
C++ was (and almost is) my favourite language. But two other all-time favourite languages are:
1. Rust
2. Typescript
They both happen to be new (post 2010s).
How Rust is not hacky?
Because it is tapping into some deep mathematical theories that other languages have not tried to use.
© (
Rust is not for hacky coders: Hacky coders may find Rust hacky.
C++ was (and almost is) my favourite language. But two other all-time favourite languages are:
1. Rust
2. Typescript
They both happen to be new (post 2010s).
How Rust is not hacky?
Because it is tapping into some deep mathematical theories that other languages have not tried to use.
© (
شنبه، دی ۱۳، ۱۴۰۴
“Sciences”
The tesrm science is Social Sciences is more about geometry and mathematics rather than physics. Such misunderstanding caused by words! with concrete effects on luves of generations.
Surprisingly, "science" is such a vague word. There is "lexical leak" from a phrase like "Scientific Method"; a prime example of historiality of a word. Now I understand better why "Mathematical Sciences" makes sense.
Temporal: Historiality.
Spatial: Cross-lexical, and prase-to-word, signifance-leaking.
Stop using the word "Science"! without clearly crisply defining that in your exposition or argument.
This idea, presented slighly cryptically here as usual, is fully original and like any idea by anyone, the author (me) and its first publishing should be cited. Hereby I literally have published it; "the mmedium does not matter", it diesn't "make a difference" that it is published as a weblog entry. Take ideas seriously, and, rigorously: in content, and form (publishing, mediums (mediae), citing (ancient way of linking).
اشتراک در:
نظرات (Atom)
